زیر نظر گرفتن آدمی که کارش نوشتن است ــ کاری به کیفیت کارش نداریم ــ در حالی که با نگاهی کارشناسانه به جزئیات رفتار آدمهای یک مهمانی شلوغ دقیق شده تا در صورت لزوم از آنها به عنوان مواد خام کارش استفاده کند، میتواند تنها تفریح آن مهمانی شلوغ باشد.
۹/۸/۸۸
زنهای کمی هستند که می شود دامن پوش تصورشان کرد و چقدر مایوس کننده است وقتی در واقعیت می فهمی حتی همان نادر ساقهای ظریف هم برای زیر دامن زیادی زمخت اند.
اگر دو استثنایی ــ که دومیش نیکل کیدمن است ــ را به پای خطای طبیعت بگذارم می توانم حکم بدهم که "دامن به هیچ زنی نمی آید". برای فرشته ها اختراع شده.
ــ و تخیل مردها.
۷/۸/۸۸
خیلی از راست ها اگر دقیق نگاه کنیم خیلی هم راست نیستند یا بکلی دروغ اند و خیلی از دروغ ها تنها گناهشان این است که در حال حاضر واقعیت ندارند.
۱۶/۷/۸۸
اتفاقی میافتد و بعد تا ابد ادامه پیدا میکند.
۲/۷/۸۸
در هنگام عاشقی
خیابان ولیعصر
بعدشم
(هایکویی از MOP با این مضمون: در هنگام عشق/ آواز جیرجیرکها/ و پس از آن نیز)
3/6/88
سختمه به زمان حال اعتقاد داشته باشم. به هر حال میگذره. راحتترم فکر کنم یادآوری خاطراتمه.
۳۱/۵/۸۸
مثل همهی دخترهای 17 ساله روی جذابیتاش زیادی حساب میکند – عموی پدرم.
۲۹/۵/۸۸
وقتی جملهای که خیلی پیش در عرقریزانی متفنن نوشته بودمش را در متن فرد دیگری خواندم لذتی پدرزنانه بردم. دختری متولد شد و شوهر کرد.
19/5/88
در واقع فقط سیگار میپیچم اما برای آنکه شعر شود میشود گفت محض پر کردن فاصلهی رخوتناک بین دو بار سیگار پیچیدن، طبیعتاً سیگاری که پیچیدهام را میکشم.
۵/۵/۸۸
عشق را انکار نمیکنم جز بین انسانها. عشق واقعی بین انسان و حیوان پدید میآید. یکی از طرفین بالاخره باید از عقل و غرورش کوتاه بیاید و نقش دوم را بپذیرد.
۲۰/۴/۸۸
زور ِ بی خود زدنه. بعد از پروست حرفی نمونده.
۴/۴/۸۸
فیلمهایی که یکی وسطاش میگه: در زندگی یک مرد لحظاتی هست که... با فیلمهایی که یکی اولاش میگه: در زندگی یک مرد لحظاتی هست که... فرق دارند، و این دوتا با فیلمهایی که یکی آخراش میگه. نباید این سهتا را با هم اشتباه گرفت. گههای متفاوتی هستند.
۲/۴/۸۸
من این تاکسیهایی که وقتی دست تکان میدهی سرعتشان را کم میکنند، انگار میخواهند بیاستند و بعد یکهو گاز میدهند و میروند را از دور میشناسم. گاهی هم دست تکان میدهم.
۳۰/۳/۸۸
روز خواهش چشمها و نوازش مادرانهی دود سیگار، روز اشکآور
۲۶/۳/۸۸
اینقدر ناامید نباش و.. سر جَدت ادای امیدوارها را هم واسما در نیار.
۹/۳/۸۸
مرحله ی دیگه هیچی حال نمیده غیر از رویت رسیدن ملت به این مرحله
۲/۳/۸۸
نوع دوم، مردهایی که زنها نمیتونن جلوشون گریه کنند
۱۹/۲/۸۸
زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و.. راشو کشید رفت خار...
۱۶/۲/۸۸
در علم روانشناسی بیماری کسانی که دوست دارند روانشناسی را به تخمشان هم نگیرند لابد یک اسم علمی دارد
۱۳/۲/۸۸
پاشو راه بریم، آدمِ نشسته چرند میبافه
۱۴/۱/۸۸
اینکه آدمیزاد به هوای ارده شیره از خواب بیدار بشود رو به تعالی است یا به فا.ک، فکریام
۹/۱/۸۸
روی دیوار کنار تخت
جای پای عرق کرده
دومین حدسم این بود که یکی موقع بالا رفتن کفشش را کنده
۲۱/۱۲/۸۷
شبهایی هست که خب همینه که هست دیگه
۲۸/۱۱/۸۷
به دلیل نبود تخیل است که بعد از اینهمه هنوز زندهایم
۲۶/۱۱/۸۷
تو، توی کلهم، اقتباس که نه خب؛ شاهکار بی امضا
۱/۱۱/۸۷
am&pm: وقتی سه بعد از ظهر بیدار میشوی و میبینی هوا تاریک شده است، و همهجا به طرز مشکوکی ساکت و تاریک است، خب، شاید هنوز دیشب باشد.
۲۰/۱۰/۸۷
تأملات وبگذرانه: امروز که بیشتر از سیصد نفر به وبلاگم آمدهاند، فکریام کجا به کدام وَر کیها چه باجی دادهام که تا دیروز نداده بودم.
۷/۱۰/۸۷
میهمانی خودمانی: وقتی سه نفر دور هم جمع میشوند، یادمان باشد، همیشه سه "نفر" در کنار/مقابل یک "اجتماع" دونفره قرار میگیرند.
۴/۱۰/۸۷
زیبایی: فلج النساء
۱/۱۰/۸۷
زمستان مبارك. نه به خاطر سگلرزش كه به خاطر خلاصي از چسنالههاي پاييز بازانه.
۲۹/۹/۷۸
همزیستی: تفکیک نهاد صکث از نهاد خواب
27/9/87
خلق ارباب داک تنگ بود.
«چه کنم، چکار کنم
سیبیل گربه ام را آتش بزنم
مشق بچه ام را خط بزنم
یک اردنگی هم به زنم..»
اما از بخت بد تابستان بود
بچه ش مشق نداشت
زنش ک.ون
گربه هم که هیچوقت نداشتند.
۱۴/۹/۸۷
يكسري هم فكر ميكنن آدم به اين دليل تخمه ميشكنه كه هستهشو بخوره.
۸/۹/۸۷
رابطهي رانندهاي كه داره توي لاين چهارم حركت ميكنه و كسي كه كنار گارد ايستاده و ميخواد از وسط اتوبان رد بشه.
۴/۹/۸۷
همينكه رمان ميخوني يعني از وضعت راضي نيستي. قبول كن مشكل داري.
۳/۹/۸۷
پودر سوخاري؛ فاصلهاي كه مامانها بين دندان و حقيقت ميگذارند.
۲/۹/۸۷
ميگفت «من سيب نخوردم؛ من سيب بودم، حوا سيب بود.» آدم يادش نميماند كدامشان بود كه ميگفت، بسكه توي خيابان پر است از اين هلوها.
۳۰/۸/۸۷
غذا خوردن هم مثل صکث عملی شخصی است. نميفهمم چرا ملت اين كار را در حضور يك يا چند نفر انجام ميدهند.
